تاریخ اروپا -قسمت سوم
از encgclopedie
پزشکی اسلامی به طرق گوناگون در پزشکی غرب تأثیر گذاشت. یکی از این راهها ترجمه متعدد آثار پزشکان اسلامی بود. یکی از مهمترین این پزشکان محمد بن زکریای رازی است که آثار متعددی از وی به لاتین ترجمه شد. بسیاری از مورخان و دانشمندان غربی بر این باورند که کتاب « »
وی برای نخستین بار در سال 1498م به لاتین ترجمه شد و به چاپ رسید. این کتاب نزدیک به چهل بار در اروپا چاپ شد ه است . کتاب دیگر وی «الحقی المتولدة فی الکلی والمثانه» در سال 1896 در پاریس چاپ شده است. کتاب الحاوی رازی در سال 1279م در زمان شارل یکم توسط پزشکی یهودی به نام «فرج بن سالم» به لاتین ترجمه شد ودر سال 1542 پنج بار چاپ ومنتشر شد. این کتاب در اروپا از مهمترین کتب درسی مرجع پزشکی به شمار می آید. دیگر پزشک تأثیر گذار در پزشکی غربی ، ابن سینا است. کتاب معروف او« قانون » مهمترین کتاب پزشکی غرب به شمار می آمد. در اواخر سده شانزدهم این کتاب 16 بار در اروپا چاپ ومنتشر شد که 15 بار آن به لاتین و یک بار به عربی بوده است. تفاسیر وشروح متعدد از این کتاب به لاتین وعربی نوشته شده است. این کتاب نیمه دوم سده هفدهم میلادی بارها به چاپ رسیده ومدت ها از کتاب های درسی به شمار می آمد. شاید هیچ کتابی در علم طب تا کنون به اندازه آن رواج نداشته است. غربی ها تأسیس بیمارستان و چگونگی درمان انواع بیماری ها(مثل سرخک – حصبه-آبله –طاعونو...) را از مسلمین –به ویژه ایرانیان- آموختند.1
رساله های پزشکی مسلمانان ، زهراوی قرطبی ، اساس علم جراحی کنونی در اروپا دانسته شده است .2
1- پو یایی فرهنگ وتمدن – ولایتی-برداشت ازص257 تا 272 ج2
2- فؤاد سزگین ، تاریخ نگارهای عربی ، ج 3 ، مقدمه ص30 به بعد.
ریاضیات :
ریاضیات از نخستین علومی بود که همراه علم نجوم در قرن دوم هجری به جهان اسلام راه یافت. در عصر منصور (158-136) دومین خلیفه عباسی ، نخستین کتاب ریاضی ونجوم به نام «سند هند» تألیف براهما گوتپا توسط ابراهیم قراری ( متوفی 161 ه.ق) به زبان عربی ترجمه شد .1
در میان مترجمین بیت الحکمه ریاضیات فیثاغورث طرفدار بیشتری داشت. معروفترین ریاضی دانان عصر مأمون محمد بن موسی خوارزمی ( متوفی 232 ه.ق) بود که در آثار خود ریاضیات هندی و یونانی را باهم ترکیب کرد. خوارزمی در واقع بنیانگذار علم ریاضی و مؤسس جبر است. اروپاییان از طریق مسلمانان با شیوه عدد نویسی ده دهی و نیز شکل اعداد هندی آشنا شدند واین تأثیر به ویژه از طریق ترجمه کتاب «المختصر فی الجبر والمقابله» خوارزمی ترجمه شد. کلمه algorism به معنای حساب وروش محاسبه از آن گرفته شد . کتاب مذکور در قرون وسطی در غرب شهرت فراوان داشت و تا سده 16 و زمان فرانسوا ویت ریاضی دان فرانسوی مبنای مطالعات ریاضی دانان اروپایی بود. اثر دیگر خوارزمی « حساب هند»4بود که اکنون ترجمه لاتین آن که مربوط به سده 14 میلادی است وجود دارد. بجز خوارزمی آثار دیگر ریاضی دانان مسلمان از قبیل خیام ، خواجه نصیر الدین طوسی وفارابی نیز به لاتین ترجمه شد. دیگر ریاضی دانان مسلمان که در غرب طرفداران زیادی پیدا کرد بهاء الدین عاملی شیخ بهایی است که کتاب « خلاصة الحساب» وی به انگلیسی ، فرانسوی وآلمانی ترجمه شد. پرداختن به جنبه های عملی ریاضیات ، از جمله طرح انواع شکل های چند ضلعی منظم ونا منظم انواع راه حل های عددی و هندی معادلات
1- تاریخ اروپا در قرون وسطی – علی بیگدلی ص 227
2- یا الجمع والتفریق بحساب الهند
جبری ، دست یابی به میزان بسیار دقیق از عدد پی () و سرانجام روشهای متعدد برای تعیین محیط و مساحت انواع چند ضلعی ها وموارد ی مانند این دستاوردهای دانشمندان ریاضی اسلام بود که به غرب منتقل شد.1
هیئت ونجوم:
بابلیان بنیانگذار علم نجوم وهواشناسی بودند. این حکیمان خاور زمین به اجرام فلکی وحرکات آنها نه تنها به دلایل علمی ، بلکه به خاطر علل دینی بسته بودند. این معارف در زندگی عملی به آنان امکان داد که زمان را به واحدهای دقیق و صحیح تقسیم کنند. یعنی تقویم را اختراع کردند. بابلیان تقسیم هفته به هفت روز و شبانه روز به 24 ساعت وهر ساعت به 60 دقیقه وهر دقسقه به 60 ثانیه را برای بشر به ارث گذاشتند. بابلی ها اسامی روزها را از نام خدایان خود برگزیدند. وبه روزهای هفته نامهای هفت نور متحرک آسمان یعنی خورشید ، ماه ، و پنج ستاره شناخته شده در آن زمان را دادند. 2
رومی ها به تقلید بابلی ها نام خدایان خود را بر هفت روز هفته نهادند . سپس ژرمن ها عرف ورسم رومی ها را پذیرفتند و هر روز هفته را به یکی از خدایان خود نسبت دادند. یکی از دلایل رشد هیئت ونجوم در بابل علاقه آنها به طالع بینی – رمالی وپیشگویی بوده است که احتمالاً این فنون را باید از آشوری ها به ارث برده باشند. این احتمال مربوط به اسنادی است که از کتابخانه آشور بنی پال به دست آمده است.3
ا حتمال دارد که کلدانیان قدیم قادر بوده اند که کسوف و خسوف را به شکل محدود پیش گویی کنند.نخستین پیشگویی را طالس یونانی که از شاگردان کلدانیان بود در روز 28 ماه مه 585 ق.م کرد 4
1- پویایی فرهنگ وتمدن –ولایتی برداشت از ص 273 تا 278 ج 2
2- تاریخ اروپا در قرون وسطی- دکتر بیگدلی ص229
3-کارل گریمبوگ، تاریخ بزرگ جهان ج1 –ترجمه ضیاء الدین دهشیری ص251
4- محمد علی فروغی ، سیر حکمت در اروپا ج1 ص 3
اما مسلمانان نخستین کسانی بودند که در محدوده قرون وسطی به نجوم وستاره شناسی علاقه مند شدند. این علاقه ناشی از دو علت بود: 1- توجه و توصیه قرآن به تفکر وتدبر در آسمان وزمین ، ستارگان ، اجرام سماوی وچگونگی شب وروز توسط مسلمانان 2- مسلمانان برای انجام تکالیف شرعی مثل نماز ، روز ، شناخت قبله ، نیازمند اطلاعاتی بودند که از طریق ستاره شناسی ممکن بود. دانسته های ستاره شناسان اسلامی شامل انواع داده های نجومی از جمله طراحی تقویم های مختلف ، داده های نجومی مربوط به ستارگان ، تئوریهای جدید در مورد حرکت سیارات و موارد دیگری مانند اینها ، مهمترین دستاوردهایی بود که دانش نجوم اسلامی در اختیار غرب نهاد. امروزه کاملاً روشن شده است که مهمترین ستاره شناسان غربی نظیر نیوتن ، کپلر وکپرنیک با دانش نجوم اسلامی آشنا بوده و از دستاوردهای ستاره شناسان اسلامی بهره بسیاری برده اند. یکی از نخستین ستاره شناسان اسلام که در قرون وسطی در مغرب زمین شهرتی بسیار داشت «احمد بن کثیرفرقانی» است . که کتاب ستاره شناسی او به نام «جوامع علم نجومم توسط گراردوی کر سونایی ویوهانس هیپالنسیس ترجمه شد. این کتاب هفتصد سال در اروپا مرجع و مورد استفاده بوده است. زرقالی اندلسی دانشمند قرن 5 هجری ، دیگر دانشمندی است که آرای او در غرب مورد توجه قرار گرفت. کتاب مشهور او در نجوم به نام ـ«» بسیار مورد توجه ستاره شناسان لاتین زبان بود.
پادشاهان مغرب زمین نه تنها به علمای مسلمانان اندلس مراجعه میکردند ، بلکه برای حل مشکلات علمی خود نمایندگانی را به ممالک شرقی اسلام فرستادند تا مشکلات نجومی خود را حل کنند. آلات نجومی متعدد اسلامی شامل انواع اصطرلابها ، کره های نجومی ، ساعت ها واستفاده از پاندول برای تعیین زمان و... به غرب منتقل شدند. از طریق این وسایل دانش ستاره شناسی غربی رو به تکامل گذاشت.1
علم بیزانس:
بیزانسی ها مردمی اهل علم به شمار می رفتند، در کار بازرگانی ، جنگ ، اداره امور دولتی و کشاورزی موفق بودند ، اما اشتیاق یونانیان باستان را به بررسی علم و آموزش دانش تازه نداشتند. با وصف این قدری از سرشت کهن یونانی در دانش پزشکی وجود داشت . جالینوس اطلاعاتی را
گرد آورد که در کار درمان پزشکی مورد نیاز بود. تنی چند از پزشکان توان نو آوری داشتند وحتی پاره ای از آموزه های جالینوس را اصلاح کردند. اسکندر (525 تا 605 م) بررسیهای تازه ای در باره نقرس ، دیوانگی ، اسهال خونی وبیماریهای صفرایی به عمل آورد و داروی دفع کرم را کشف کرد. با این وصف از نقصی که در کار سایر پزشکان بیزانسی عمومیت داشت برکنار نبود واز دام تأثیر آن نقص نرسته بود. پزشک عملی برجسته ی دیگر ، پاولوس آیگنیایی (625 تا 690 م ) است که دانشنامه ای از آنچه پزشکان عصر وی درباره پزشکی می دانستند ، به صورت چکیده تدوین کرد. او به ویژه در عملیات جراحی بر داشتن لوزه ، چرکی شدن سینه ، زایمان وکودکان ، زبردست بود. پزشکان حاذق دیگری نیز بودند ، اما عده کمی از آنان توانستند گامی فراتر از جالینوس بردارند. پزشکان بیزانسی در جنگ که با بیماریهای عفونی مانند آبله و خناق برقرار بود ، کمک کردند. در شهرهای پر جمعیت که محل آمد و شد بازرگانان ، سیاحان ، زیارتگران و سربازان همه بخش ها بود ، بیماریهای عفونی دشواریهای جدی به بار می آورد . بیزانس سده های میانه روشهای قرنطینه را که در شهرهای رو به توسعه اروپای باختری مورد اقتباس قرار گرفت ، گسترش دادند.2
1- پویایی فرهنگ وتمدن –ولایتی برداشت از ص 279 تا 287 ج2
2- تاریخ تمدن هنری لوکاس ص 344و345
هنر بیزانس :
بیزانس در تاریخ هنر جایگاه بلندی دارد. هنگامی که کونستانتینوس شهر قسطنطنیه را ساخت زیباترین تندیس هایی را که هنوز آذینگر شهرهای یونانی بود برداشت ودر میدان ارابه رانی ، در میدان بزرگ شهر و سایر جاها کار گذاشت. این تندیس ها تا سال 1204 م زیبایی بخش میدانهای عمومی شهر بود و به جاودانه ساختن زیبایی واندیشه ها ی یونان باستان کمک می کرد.پس از آنکه مسیحیت در 312 م دین رسمی گردید . از هنر در احداث آن استفاده شایانی شد. کلیساهای معروف به باسیلیکها در سراسر خاور اروپا بر پا شد. آنها را به شکل صلیب یونانی می ساختند و با قطعه سنگهایی که بادقت جفت وجور می شد ، گنبدهای بسیار بزرگی بر بام آنها می افراشتند. این سبک معماری وتعدیلهای گوناگون در سراسر دنیای مدیترانه و حتی در روسیه رواج یافت. عربها نیز این سبک را برای بنای مسجدها یشان اقتباس کردند.
1- تاریخ تمدن هنری لوکاس ص 345و346
عشق به تجمل شگفت انگیز وشکوه حیرت آور که بیزانس در سراسر دوره های تاریخ بازنموده در همه هنر های بیزانس دیده می شود. در آرایش کلیسا ها و کاخ ها همواره این چیز ها دیده می شود. مرمر های گرانبها ، موزایک های درخشان ، طلاکاری و نقره کاری چشمگیر و آویزهای عجیب که همه این کارها به قصد تشدید زیبایی شعائر دینی وعظمت شخص امپراتور بود . پارچه های ابریشمی ، کنده کاری های عالی روی عاج ، مفرغ های مسیح نشان ، نسخ خطی تذهیبی ، مینا کاری با رنگ های درخشنده ، بشقابهای زرین وسیمین وجواهر گرانبها در زندگی عمومی وخصوصی آنها دیده می شد. در کلیسا ی سانتا سوفیا ، ایا صوفیه که از برجسته ترین کلیساهای قسطنطنیه بود مملو از این هنر ها می باشد. موزاییک کاریها تقریباً یکسره دینی وعموماً تصویرهایی از مسیح وحواریون ، صحنه هایی از تصلیب و عروج و... بود.
در بزانس نقاشی هم رونق داشت. تصویرهای مسیح ، باکره مقدس وسایر چهره های مشهور تاریخ مسیحی را می کشیدند.در هنر بیزانس که عناصر آن از سرزمین های همسایه بود تأثیر یونانی قوی تر بود.1
در تاریخ تمدن سده های میانه پیش از سده یازدهم قسطنطنیه نقشی را بازی کرد که بانقش آتن و روم در دوره باستان وپاریس در عصر نوین مقایسه پذیر است. قسطنطنیه بر سراسر جهان پرتو افشان شد . قسطنطنیه به معنای حقیقی کلمه یک شهر بسیار زیبا بود.
1- تاریخ تمدن هنری لوکاس ص 345 تا 347
سر برآوردن دولتهای فرانک
کارونژین :تحولات سیاسی واقتصادی و اجتماعی
شارلمانی (در 814 م) پس از قدیس آوگوستینوس نخستین شخصیت با نفوذ اروپای باختری بود. چنان تأثیری بر سده های 8 و 9 گذاشت که دانشوران ، نام عصر کارونژین olin gian age ر ابر آن گذاشتند. این عصر شاهد پیدایش فرهنگ اروپایی مسیحی وخاصی بود که به تمدن سده های میانه انجامید.
سرزمین گل پس از گشوده شدن به دست فرانک ها وبه فرماندهی کلوویس ( در 511 م) سرزمین فرانک ها نامیده شد. زندگی در این خطه اساساً ملک داری بود واز نهاد های اقوام رومی شده امپراتوری روم ناشی شده بود. اربابان ملک ها ، مانند اروپاییانی که روی زمین کار می کردند ، خشن ، بیسواد وموهوم پرست بودند. صنعت به محدوده ملک منحصر می شد. وبنابراین داد وستد یا سفر اندک بود. افق فکری روستاییان به مرزهای ملک محدود می شد وآداب ورسوم نیاکانشان در خلق وخوی وزندگی روزانه شان نقش تعیین کننده داشت . با این وصف ، چون زندگی کشاورزان فرانک های یورشگر چندان پیشرفته نبود ، از رعیت های ملک های اربابان رومی شده نکته های بسیار آموختند. چون فرانک ها نمی توانستند بر فرهنگ رو به زوال گلی چیزی بیفزایند ، تنها تأثیر یورش فرانکی ادامه زوال وتباهی بود.
مروری بر تاریخ سیاسی واوضاع اجتماعی واقتصادی در عصر مروونژین ها merorin gian کلوویس و جانشینانش یا خاندان مروونژی ها از دیدگاه تمدن برای پیشرفت کار زیادی نکردند. چون اندیشه بلندی نداشتند ، نمی توانستند فرانک ها را به سوی کارهای والاتری رهبری کنند. افراد خاندان شاهی از یکدیگر کینه های خوشی به دل داشتند قلمرو وی که از پدر به پسران به ارث می رسید ، به چندین قطعه تقسیم می شد. معمولاً پسران برای تملک هنر میراث ها ،جنگهای خونباری به راه می انداختند. با نبرد با برادرزاده هایشان ، زمین های خود را گسترش می دادند وحتی نوزادان را درگاهواره ها می کشتند. اما از قضا شاهان این خاندان به اندازه ای ناتوان وبی کفایت ونالایق بودند که توانایی اداره امور شاهی را نداشتند. قدرت سیاسی از دست خاندان مروونژی بیرون رفت وبه دست اشراف زادگان پر نیرو ومستعد افتاد . تنی چند از ایشان در کاخ شاهی ، صاحب منصب ، یا کاخبان شدند ، اصطلاحی که امروزه عملاً با وزیر برابر است. از میان اینان خاندان کارولنژی برجسته تر از بقیه بود. مروونژی ها که به شاهان بیکاره شهرت داشتند ، نتوانستند با نیروهای سازنده آن دوره ، یعنی کلیسا رهبانیت ودین مسیحی اتحاد بندند.2
خاندان کارولنژی
اینها در اصل اشراف زمینداری بودند که ملک های دره میوز به ویژه ناحیه میان بروکسل وکرولویی را در ملکیت داشتند. قدیس آرنولف ، اسقف متس (در 641) نخستین عضو برجسته این سلسله ، مردی توانا وپرهیزگار بود. اگر چه کاروانسرایان از خشونت وناهنجاری آن عصر مبرا نبودند اما غالباً استعداد پذیرش نقش تمدن ساز کلیسا را داشتند . افراد اصلی این خاندان عبارتند از : 3
1- تاریخ تمدن هنری لوکاس ص 395
2- تاریخ تمدن هنری لوکاس ص 396 و395
3-- تاریخ تمدن هنری لوکاس ص 396
پپن مهتر (634) قدیس آرنولف (در 641)
$ $
$ !!!! ! $ """ " $
$
پپن کهتر (714)
$
شارل مارتن (در741)
$""""" !!!! !
$ $
کارلومان (در754) پپن کوتوله (در768)
$""""" !!!! !
$ $
شارلمانی (در814) کارلومان (در771)
دفع خطر اعراب مهاجم :
عرب ها تهدید جدی بر اروپای آن زمان بودند. خلفای اموی که دامنه پیروزی هایشان تا دروازه های قسطنطنیه گسترش داده بودند ، واسپانیا را در 711 م (93 ه . ق) فتح کرده بودند. پس از مدتی کوتاه به شمال کوه های پیرنه رسیدند. معاویه در سال 669 م (49 ه. ق) دست به حمله زد ولی ناکام ماند.
میان سالهای 674 تا 680م (55 تا 61 ق) یک رشته حمله های دیگر صورت گرفت. در نبرد دریایی 674 (55 ه.ق) عربها از دولت بیزانس شکست سختی خوردند . لشگر 80000 نفری معاویه و 1800 کشتی او کارساز نیافتاد. برتری نبرد دریایی بیزانس ها استفاده از آتش مرگبار یونانی و وفادار نبودن ناوبران مسیحی که در خدمت عربها بودند ، سبب پراکندگی عربها وعقب نشینی آنها شد. اگر عربها پیروز شده بودند احتمالاً شبه جزیره بالکان را در می نوردیدند. وشاید اروپا اسلامی می شد وبه قرآن روی می آوردند وبه عمر مسیحیت پایان می دادند.عربها از شارل مارتن نیز شکست خوردند (در سال 732 م ) (114 ه.ق) و امید گشودن سرزمینها فرانک ها برای همیشه به نومیدی گرایید.1
کشمکش تمثال زدایی :
تندیس های خدا ، مسیح ، مریم مقدس وقدیسین در کلیسا ها وجود داشت. ولی موضوع پرستش آنها نبود. ولی برخی از مسیحیان این مرز را در نظر نگرفتند وب هتصویر ها تعلق خاطر شدید داشتند. کسانی که این گونه تعلق خاطر را خرافه آلود می دیدند ، بر آن نام «تمثال پرستی » گذاشتند.
1- تاریخ تمدن هنری لوکاس ص396 تا 399
شاید از کشیدن تصویر انسان در اسلام با جدیت با تمثال پرستی مخالفت کرد . وی فرمان چهارم را صادر کرد. او اعلام داشت .«کشیشم واز امپراتور کمتر نیستم» در 726 م منشوری صادر کرد و فرمان داد تمثال ها را بردارند. از سوی مردم وراهبان مخالفت ها برخاست. اسقف بزرگ قسطنطنیه از اجرای فتوای امپراتور سر باز زدو سرانجام به مرگ محکوم شد. تظاهراتی بر پا شد وبرای برداشتن او از تخت نیز کوششی شد. اسقف رم یا پاپ دست کم تابع امپراتور بیزانس بود.امپراتور از برقراری نظم در ایتالیا ناتوان بود ، به پاپ گرگوریوس دوم (715 تا731) دستور داد تمثال ها را بردارند. پاپ به امپراتور نوشت ؛ اگر برای خراب کردن تصویر های ، مواظب عملت باش البته مردم اروپای باختری مایل نبودند شاهان بر کلیسا وپاپ تسلط یابند. آنها عقیده داشتند تعیین مشروعیت وظیفه مسیحیت است نه دولت. پاپ گورگوریوس سوم (731 تا741) حتی هنگامی که را برای بازداشتش فرستاد ، تن به اطاعت نداد . ناوگان به توفان گرفتار شد.از آن پس کلیسا در سده های میانه همواره تأکید داشت که نهادهای دینی مجزا ومستقل از تشکیلات سیاسی است. وحق دارد از اعمال اخلاقی وسیاست های مذهبی انتقاد کند. کلیسا از آن پس عامل مهم شکل دادن به ویژگی خاص فرهنگ سده های میانه بود. 1
شارلمانی :
وی در نظر مردم همان قدر بزرگ می نمود که امپراتوران روم باستان بزرگ جلوه می کردند. قلمرو او پهناورتر از شاهان ژرمنی پ یشین بودند. به نظر می رسد که امپراتور روم بزرگترین کشوری باشد که بشر در طول تاریخ تأسیس کرده است .
1- تاریخ تمدن هنری لوکاس ص 399 تا 400
شارلمانی بر پاپ ودستگاه او دخالتی نمی کرد. ولی پاپ گرفتار اشراف جاه پرست ومزاحمی بود که می خواستند. از کلیسا سود ببرند. آنها یک بار به پاپ حمله کردند وپاپ دست به دامن شارلمانی شد. شارلمانی به رم رفت کارها را سامان داد وقدرت پاپ را به وی بازگردانید. وبه این ترتیب خود را خدمتگزار باوفای کلیسا نشان داد. روز عید میلاد مسیح سال 800 م پاپ طی مراسمی در کلیسا تاج بر سر شارلمانی نهاد. امپراتوری تجلی این آرزو بود که تشکیلاتی بتواند برای برقراری صلح وامنیت هنر بشر یت را فرا بگیرد. بعد از مرگ شارلمانی ، لوتر ، لویی وشارل نوه های شارلمانی پیش از مرگ پدرشان لویی (814 تا 840 م) بر سر سهم الارث با هم وارد جنگ شدند. چون پادشاهی در دولت ، مانند دولت مروونژیان حق شخصی شمرده می شد، اینها از کار خود ابایی نداشتند. سرانجام به این سه مدعی در سال 843 م به موجب صلح «وردون» treaty ofverdan امپراتوری را تقسیم کردند. وباعث جنگ ودرگیری وانحطاط شد . وسرانجام او پادشاهی فرانسه وآلمان که ناتوان وکوچک شده بودند ، تنها به عنوان سایه هایی از مجد سر بر افراشتند.
شارلمانی به صومعه ها وکلیسا ها توجه کافی داشت. او با اینکار خود توانست زندگی فرهنگی اروپا را دگرگون سازد. وی مانند پدرش به گسترش دین مسیحی اشتیاق داشت. شارلمانی ساکسون ها را به گرویدن به مسیحیت مجبور کرد. وناحیه آنها را به کلیسا های بخش ها و اسقف ها تقسیم کرد . شارلمانی به علم ودانش اهمیت زیادی می گذاشت. در زمان او کشیشان ، مدارسی تأسی کردند از جمله مدرسه های شارلمانی که درآن پسران خواندن ونوشتن لاتین ، خواندن سرودها و آواهای کلیسا یی وعبادی درسهای چهاگانه را می آموختند. اینها پس از تحصیل اسقفی وصومعه داری برگزیده شده بودند. شارلمانی دانش ایتالیا ،اسپانیا ،ایرلند وانگلیس را به فرانسه –سرزمین گل یا فرانک ها – آورد. بعدها در سده های دوازدهم فرانسه سرزمین بیداری فکری شد، فلسفه وکلام را بوجود آورد ودانشگاههایی بر پا داشت.
در این قسمت علوم در هندوستان و ایران و ممالک اسلامی توضیح داده شود.1
فرهنگ اسلامی :
فرهنگ اسلامی ، فرهنگ یونانی و رومی را تداوم بخشید وسهم اصیل خود را بر آن افزود. تا پیش از سال 1000 م (حدود آغاز قرن 5 ه.ق) کشورهای اسلامی راهبر اروپای مسیحی در تمدن بودند. این راهبری با یورشهای اقوام چادرنشین (مغول ها) تا اندازه ای از میان رفت. بنابراین پس از 1200 م (قرن 7 ه.ق) شاهد انحطاط تمدن ایران ، بین اانهرین وسوریه هستیم. البته راههای بازرگانی میان خاور آسیایی وباختر مسیحی از این مناطق می گذشت که رونق و رواج ممالک اسلامی بود. چون مسلمین انحصار بازرگانی ، ابریشم ، ادویه و کالاهای تجملی را در دست داشتند. اما در سال 1498 م واسکوداگاما راه بازرگانی دریایی از بندر لیسبون تا بندر کالیات هند را از طریق دماغه امید نیک برقرار ساخت ، رونق ممالک اسلامی در امر بازرگانی پایان یافت. این رویداد انقلاب فرهنگی به بار آورد وبه سبب آن رهبری از دست اقوام سامی به ویژه از دست عربها و مسلمانان به دست مردم اروپای باختری (غربی ) افتاد.2
1- تاریخ تمدن هنری لوکاس از ص 403 تاص 413
2- تاریخ تمدن هنری لوکاس ص 455 و456
رشد تجارت و شهر نشینی در اواخر قرون وسطی (زوال قرون وسطی)
احیای بازرگانی :
اندکی پس از 1000 م بازرگانی در مقیاس گسترده و شهرها رو به گسترش نهاد ، که در زندگی اجتماعی واقتصادی اروپا تغییری انقلابی روی داد. علت آن را باید در همان اسلام یافت . سرزمینهای زیادی به دست مسلمین افتاد. آنها با حداکثر کارآیی بر این سرزمینها فرمان می راندند. آبادانی شد. بازرگانی و صنعت پیشرفت کرد. بغداد ، دمشق وقاهره به کانونهای آباد تبدیل شدند. کم کم اروپاییان از طریق امپراتوری بیزانس ، اسپانیا ، مجمع الجزایر سیسیل ، به بهانه زیارت از اماکن مقدسه مثل بیت المقدس و.. با پیشرفت های مشرق زمین آشنا شدند و در کنار کشتارها و جنگ ها همان قدر که تاراجگر بودند به داد وستد نیز میل داشتند وبدین صورت بازرگانی در اواخر سده های میانه احیاء شد وگسترش یافت.
پیدایش شهر ها :
شهر برای فعالیت بازرگانی ، از ملک های اربابی نیرومند تر وپر توان تر بود. شهر نشینان زندگی خود را از راه بازرگانی تأمین می کردند . آن دسته از دهکده ها که موقعیت منسبی داشت به کانون های شهر تبدیل شد. شهر ها در کنار رودخانه ها ، سواحل در یاها وبنادر ، در محل تلاقی جاده های مسافرتی با رودخانه ها و دهانه خلیج ها و... سر برافراشتند. شهر ها استحکامات داشت و مراکز بازرگانی بود. چون عصر زمینداری خونبار وپر زد وخورد بود ، بازرگانان در جاهایی سکونت می گزیدند که در امان باشند. معمولاً در کنار قلعه ها ، صومعه ها وکلیسا ها شهر ها ساخته می شد. معمولاً شهر یک میدان مرکزی وجود داشت که درب خانه ها رو به میدان باز می شد. جاده هایی که به میدان می پیوست ، ب هخیابان تبدیل می شد. با افزایش جمعیت ، خیابانهای کشیده شد. در آن سده ها اندیشه منظمی در باره برنامه ریزی شهری نداشتند. بازرگانان ومسافران در کاروانسرا ها اقامت می گزیدند. خانه ها را با چوب می ساختند وبا مشان با نی وپوشال بود. کلیسا در مرکز شهر ومعمولاً رو به بازار قرار داشت.
با قدرت یافتن شهر ها ، مالکان از عرصه های سیاسی واجتماعی حذف شدند. شهر نشینان ب هشیوه ای که مناسب تشخیص داده می دادند.، بر خود حکومت می کردند.
در سده های 12 و13 حجم بازرگانی میان اروپای باختری و شمال ب اآسیا به مراتب بیش از امپراتوری روم بود.
در اواخر سده های میانه شهر ها بزرگتر و پر شمارتر از پیش بود.
تأثیر بازرگانی و صنعت سده های میانه:
جامعه ی سده های میانه که بر بنیاد زمینداری سازمان یافته بود ، واز ویژگی هایش خشونت وجنگ بود به تدریج بازرگانی جای آن را گرفت. بازرگانان برای حفظ خود تشکیلاتی ( اصناف) را بوجود آوردند. امنیت که لازمه کار آنها بود در شهر ها پدید آمد. تشکیلات صنفهای صنعتگران در شهرها ایجاد شد. صنایع کوچک وبزرگ مثل نانوایان ، کفشگران ، نعلبندان، درودگران، بنایان و... پدید آمد. گسترش بازرگانی و صنعت در سده های میانه گذران معاش گروه بیشتری را ممکن ساخت. رشد سرمایه داری زندگی روستایی را نیز دستخوش تحول ساخت . بسیاری از روستاییان پول نقد گرد آوردند – با فروش محصولات کشاورزی- وبه خریدن آزادی خود اقدام کردند. معمولاً اربابان با گرفتن اجاره ها به صورت پول نقد – به جای محصول – متضرر شدند. ارزش پول پایین آمد و زمینه تنگدستی اشراف فراهم شد . به این ترتیب زمینداری تحت تأثیر سرمایه داری روبه رشد دگرگون شد. شیوه کهن فئودالی به پایین رسیده بود. وزوال قرون وسطی با رشد صنعت وسرمایه داری و بازرگانی وشهرنشینی رقم خورد.1
1- تاریخ تمدن هنری لوکاس از ص 480 تا 487
رِنِسانس و تحولات آن
نوزایی (رنسانس) سده های میانه که زندگی فکری سده های میانه را دگرگون ساخت براستی زایش دوباره ی فلسفه ، علم و دانش بود. گرچه تعیین علتهای قطعی پدیده های گوناگون اخلاقی وفکری دشوار است ، می توان از عامل های زیر یاد کرد:
1- پیشرفت چشمگیر اقتصادی در دوره زمینداری به سبب احیای بازرگانی ، صنعت و زندگی شهری
2- مناسبات فعال با شاهان بیزانسی (امپراتوری روم شرقی)
3- تأثیر تمدن اسلام . بخش بیشتر علم وفلسفه ی یونانی زنده شد. آنچه سبب بزرگی تمدن های بیزانسی و اسلامی شد ه بود ، در آن وقت به آفرینش تمدن باختر مسیحی کمک کرد.